امسال هم مثل سالهای پیشین در مراسم عزاداری مجموعه فرهنگی عاشوراییان “آیتم نمایش” با استقبال گسترده و کمنظیر مردم روبهرو شده است. آنچه بیش از هر چیز در این نمایشها جلب توجه میکند، سبکِ روایی متفاوت و پیوندِ هوشمندانه وقایع تاریخی کربلا با مفاهیم معاصر است. در حاشیه برگزاری این نمایش، با محمدحسن لطیفی، کارگردان آیتمهای نمایشی این مجموعه به گفتوگو نشستیم تا از دغدغهها، چالشهای فرمی و فلسفه پیوند دادن تاریخ با امروز برایمان بگوید.
پیوند عاشورا با تجربیات معاصر؛ عبور از قلههای دستنیافتنی
محمدحسن لطیفی در پاسخ به این پرسش که چه عاملی باعث شد وقایع عاشورا را با تجربههای معاصر پیوند دهد، میگوید: «ما همواره اهلبیت (ع) را به عنوان یک الگو و یک قله مطرح کردهایم، اما همین «قله بودن» گاه باعث میشود که مردم عادی احساس کنند این جایگاه برای آنها دستنیافتنی است. هدف ما از این تلفیق، نشان دادن این نکته بود که اگرچه مقام عصمت دستنیافتنی است، اما مسیر و پارامترهایی که اهلبیت (ع) برای زیستن ترسیم کردهاند، کاملاً قابل پیمودن است.»
او ادامه میدهد: «وقتی ما شخصیتهای معاصرِ تربیتیافته در مکتب امام حسین (ع) را نشان میدهیم، در واقع میخواهیم بگوییم که این مسیر در هر عصری رهرو دارد. دغدغه اصلی ما این بود که با زبان امروز، مفاهیم عاشورایی را برای مخاطب امروزی روایت کنیم.»
فراتر از کلیشههای سیاسی؛ تمرکز بر مفهوم جهانی «آزادگی»
یکی از ویژگیهای مهم نمایشهای امسالِ «عاشوراییان»، جذب طیفهای متنوع مخاطبان است. لطیفی درباره چگونگی ارتباطگیری با این طیفهای مختلف سیاسی و فکری میگوید: «ما عینکِ نگاههای خاصِ سیاسی یا تفکرات حزبی را کنار گذاشتیم. در روایتگری، به سراغِ اصلِ ماجرا رفتیم؛ یعنی همان مفهوم جهانی «آزادگی» که در هر فرهنگ و مرامی، از شجاعت و صداقت سخن میگوید. امام حسین (ع) متعلق به همه انسانهاست.»
وی درباره شائبههای سیاسیِ احتمالی نیز میافزاید: «ما هیچگاه قیاسِ مستقیم و همتراز بین شهدای عاشورا و افراد معاصر انجام ندادیم. حرف ما این بود که این افراد، «تربیتشدگانِ آن مکتب» هستند. ما از “مسلک” حرف زدیم، نه از “همانندسازی”.
چالشهای فرم؛ چرا روایتِ سومشخص؟
کارگردان نمایشهای عاشوراییان درباره انتخاب فرم «روایت سومشخص» توضیح میدهد: «ما با محدودیتهای فنی در فضای باز مواجه بودیم. از طرفی، نمایشِ مستقیمِ چهرهی معصومین، «شیشه خیالِ» مخاطب را میشکند؛ چرا که هر فردی در ذهن خود تصور و تجسمی مقدس از آن بزرگواران دارد که شکستن این تصویر، باورپذیری نمایش را کاهش میدهد. روایت سومشخص، هم به ما کمک کرد که بدون شکستن آن فضای مقدس، حسِ روضه و روایت را در دل مخاطب زنده کنیم و هم امکانِ پیوند با دنیای امروز را فراهم آورد.»
مدیریتِ احساسات؛ تعادل میان «شور» و «شعور»
لطیفی در مورد مدیریت فضای احساسی نمایش و پیشگیری از تبدیل شدن آن به یک اثر صرفاً عاطفی میگوید: «ما همواره از این آسیب که فقط بر “شور” و گریه تکیه کنیم، ضربه خوردهایم. هرچند شورِ حسینی جایگاه خود را دارد، اما حلقه مفقوده، “شعور” است. نبودِ شعور است که داعش میسازد. ما در نمایش تلاش کردیم در کنارِ تحریک احساسات، پارامترهای انسانی و متعالی مثل انصاف، امانتداری و آزادگی را به مخاطب عرضه کنیم تا خروجی کار، ارتقای بینش باشد، نه صرفاً تخلیه هیجانی.»
او در پاسخ به این پرسش که چرا باید از وقایع گذشته برای آینده استفاده کرد، تأکید میکند: «برای ساختن آینده و ایرانِ امروز، نیازمندِ عصارههایِ فرهنگیِ گذشته هستیم. آزادگی و انصافِ عاشورایی، پارامترهای تاریخی نیستند؛ آنها مفاهیمی هستند که در هر زمانی، چراغِ راهِ انسانها خواهند بود.»
در جستجوی «خود» در قابِ عاشورا
در پایان، وقتی از لطیفی پرسیدیم دوست دارد چه پرسشی در ذهن مخاطب باقی بماند، او به نکته تأملبرانگیزی اشاره میکند: «دوست دارم مخاطب از خود بپرسد: “من کجای این داستان هستم؟ آیا من هم در این مسیر، شکلی از آن شخصیتها دارم؟” این همان پرسشی است که تلنگر اصلی را به جانِ مخاطب میزند.»
این گفتوگو نشاندهنده تلاشی متعهدانه برای بازخوانی مفاهیمِ سنتی در قالبِ هنرهای نمایشیِ مدرن است؛ تلاشی که به جای وعظِ مستقیم، با زبانِ هنر، مخاطب را به بازنگری در خویشتنِ خویش دعوت میکند.