امروز دیگر تنها تحلیلگران داخلی نیستند که از اقتدار ایران سخن میگویند؛ اعتراف به تولد یک «ابرقدرت جدید» در غرب آسیا، ترجیعبند تحلیلهای مقامات سابق و فعلی آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است. دکتر مصطفی خوشچشم تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی در گفتوگو خبرنگار عاشوراییان، به کالبدشکافی دلایل این تغییر موازنه قدرت میپردازد و معتقد است ایران نه تنها در میدان نظامی، بلکه در حوزه ایدئولوژی و تغییر قواعد بازی جهانی، به نقطهای بیبازگشت رسیده است.
شکست هژمونیِ اتمی با دست خالی؛ ایران چگونه معادلات را تغییر داد؟
دکتر خوشچشم بحث را با تبیین معنای ابرقدرتی ایران در شرایط کنونی آغاز میکند. او معتقد است پیروزی ایران در برابر دو قدرت دارای بمب اتمی (آمریکا و اسرائیل)، آن هم بدون داشتن سلاح هستهای، یک نقطه عطف تاریخی است: «امروز دنیا اذعان میکند که ایران توانسته جنگ، شر و فتنهی دو کشور دارای بمب اتمی را بدون داشتن سلاح اتمی مهار کند و شکست را به آنها تحمیل نماید. شکستی که باعث اختلافات عمیق در ساختار سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است. مقابله با آمریکا کاری نیست که هر کشوری جرئت یا توان آن را داشته باشد، اما ایران این ابرقدرت را در میدان به زانو درآورد.»
او راز این پیروزی را در اتخاذ «جنگ نامتقارن» میداند: «ایران با بودجهای که حتی یک درصد بودجه نظامی آمریکا نیست، مدل جدیدی از جنگهای آینده را به جهان معرفی کرد. ما نشان دادیم که تکنولوژیهای گرانقیمت لزوماً پیروزی نمیآورند. امروز حتی آمریکا از مدل پهپادهای “شاهد” ایران کپیبرداری میکند؛ چرا؟ چون فهمیدهاند مدل جنگهای آینده را ایران طراحی کرده است».
از نظم تکقطبی به چندقطبی؛ ایران، مانعِ بزرگِ مسیر آمریکا
خوشچشم معتقد است جهان از پنچ الی شش سال پیش در مسیر چندقطبی شدن قرار گرفته و ایران کاتالیزور اصلی این فرآیند بوده است:
«در جابجایی قدرت از غرب به شرق، ایران نقش “تعیینکننده” داشته است. ایران با درهمشکستن ارتش آمریکا، وجهه ابرقدرتی این کشور را فروپاشید. معمولاً افول امپراتوریها همینگونه شروع میشود. ایران مانع نظامی را از سر راه چندقطبی شدن جهان برداشت؛ کاری که شاید توقع میرفت چین انجام دهد، اما ایران پیشقدم شد.»
چالش ماندگاری؛ ضرورت جهش در اقتصاد، علم و فرهنگ
وی در عین حال هشدار میدهد که ابرقدرت بودن صرفاً با “زور نظامی” دوام نمیآورد و خاطر نشان می کند: ما در حوزه نظامی به دلیل سه دهه ممارست و نبوغ به قله رسیدیم، اما برای ماندگاری این قدرت، باید در حوزههای اقتصادی، علمی، فرهنگی و جنگ نرم هم به همین سرعت جهش کنیم. در غیر این صورت، با یک ابرقدرت “نامتقارن و ناموزون” مواجه خواهیم بود که پایداریاش پایین است. ما حامل یک ایدئولوژی جدید هستیم که نه چین دارد و نه روسیه؛ ایدئولوژیای که مرزها را درنوردیده و دنیا تشنه شنیدن آن است.»
تنگه هرمز و بابالمندب؛ اهرمهای حکمرانی جهانی
یکی از کلیدیترین بخشهای سخنان خوشچشم، تسلط ایران و محور مقاومت بر دو آبراه استراتژیک جهان است، او می گوید: «تسلط ایران بر تنگه هرمز و مدیریت انصارالله بر بابالمندب، مزیتی است که هیچکدام از قدرتهای بزرگ (روسیه، چین، آمریکا) به صورت مطلق ندارند. این کنترل نباید مقطعی باشد؛ بلکه باید انحصاری و پایدار بماند. ما میتوانیم از این اهرم برای خنثیسازی تحریمها و تنظیم روابط با کشورهای منطقه استفاده کنیم. کشورها برای عبور از این آبراهها باید تبعیت از تحریمهای آمریکا را کنار بگذارند.»
سه اولویت فوری برای تصمیمگیران کشور
خوشچشم در پاسخ به این سؤال که اگر مشاور تصمیمگیران بود چه توصیهای میکرد، بر سه محور تأکید کرد:
1. تثبیت دست برتر در امتیازگیری: او معتقد است احتمالاً یک دور درگیری دیگر در پیش خواهد بود تا ایران بتواند اراده خود را کاملاً به دشمن دیکته کند.
2.تقویت بنیه نظامی و علمی به صورت جهشی.
3. ارتقای معیشت مردم: بهبود وضعیت زندگی مردم به عنوان پشتوانه اصلی قدرت ملی.
وی همچنین انتقادی جدی به بازگشایی رایگان تنگه هرمز در برخی مقاطع داشت: «باید از روز اول عوارض دریافت میشد؛ نه فقط برای درآمد کلان آن، بلکه برای ایجاد یک “رویه عملی”. تثبیت اخذ عوارض در زمان جنگ راحتتر از زمان صلح است.»
دینِ سیاسی؛ چرا عاشوراییان از مرزهای سنتیِ هیئتداری عبور کرده است؟
دکتر خوشچشم درباره علت حضور خود در هیئت عاشوراییان میگوید: عاشوراییان جزء معدود هیئتهایی است که من برای سخنرانی انتخاب کردهام. دلیلش نوآوری، ابتکار و صدای رسای این مجموعه در کل کشور است. اما جذابیت اصلی آن برای من، درآمیختن “دین با سیاست” است. این هیئت، دین را از چارچوبهای سنتی و محدود خارج کرده و به “دین سیاسی” که هدف اصلی امام حسین(ع) بود پیوند زده است.»
او تأکید میکند که در این نگاه، عاشورا دیگر یک حادثه تاریخی نیست، بلکه در “کربلای غزه و لبنان” تبلور مییابد: «اینکه شما به داد مظلوم برسید، فقط روضه نیست؛ این اقامه عدل در عمل است. عاشوراییان دین را به روز و تجلی آن را در شرایط کنونی به مردم نشان میدهد.»
مردم؛ رهبرانِ واقعی و پشتوانه مذاکره
در پایان، وی نقش حضور مردم در صحنه را فراتر از یک مطالبه عادی دانست: «مطالبات و حضور مردم در این ایام، به تعبیر رهبر انقلاب، فراتر از مطالبه و در واقع نوعی “رهبری جامعه” بود. این حضور با استقامت و هوشیاری، هم دشمن را دچار یأس میکند و هم دست مذاکرهکننده ایرانی را در برابر جهان پر میکند. وقتی مردم در صحنه باشند، این مسئولان هستند که باید خود را با این اراده و رهبریِ مردمی هماهنگ کنند.»
در نهایت، تحلیلهای دکتر خوشچشم تصویری از ایرانِ امروز را ترسیم میکند که در «دوران گذارِ» نظم جهانی، از یک قدرت منطقهای به سوی جایگاه «ابرقدرت» در حال حرکت است؛ مسیری که در آن قدرتِ نظامی و تسلط بر شریانهای حیاتی جهان، تنها نیمی از معادله است. در این دیدگاه، پیوندِ میانِ قدرتِ راهبردی و نهادهایِ بصیرتبخشی همچون «عاشوراییان» است که به «دینِ سیاسی» معنا داده و آن را به الگویی عملی برای عبور از نظمِ کهن و استقرارِ نظمِ نوینِ جهانی تبدیل میکند.